تهدیدهای رژیم اسلامی حاکم بر ایران علیه اروپا تا چه حد جدی است؟
حنیف حیدرنژاد – رسانههای حکومتی در ۹ آبان ۱۴۰۵ (۳۱ اکتبر ۲۰۲۶)، از دیدار فرماندهان ارشد نیروهای مسلح با مجتبی خامنهای، «رهبر» نظام خبر دادند.[۱] خبرگزاری ایرنا در این باره نوشت: «رهبر انقلاب در این دیدار، آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابلهی پرقدرت با دشمنان را از الزامات بازدارندگی حداکثری دانستند و مقرر کردند هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبرو شود.»
از آن زمان، ماشین تبلیغاتی حکومت و مسئولان مختلف رژیم، کلیدواژهی «پاسخ فوری بدون محدودیت جغرافیایی» را به محور یک کارزار تبلیغاتی گسترده تبدیل کردهاند. حکومت تلاش میکند از این طریق به کشورهای اروپای غربی — که تا پیش از این سعی داشتند خود را از تنشهای نظامی مستقیم میان آمریکا، اسرائیل و ایران کنار بکشند — این پیام را برساند که در صورت ورود به دور جدید درگیریها یا پشتیبانی از جبههی مقابل، «با فوریت و بدون محدودیت جغرافیایی» به هدفی مشروع برای جمهوری اسلامی تبدیل خواهند شد.
سه روز پس از این سخنان، روزنامهی همشهری (وابسته به شهرداری تهران) با انتشار نقشهای از کشورهای غرب اروپا، تیتر زد: «بانک اهداف نیروهای مسلح ایران بدون محدودیت جغرافیایی بهروزرسانی میشود». در این نقشه، ۱۴ نقطه بعنوان پایگاههای مورد استفادهی ارتش ایالات متحده نشانهگذاری شده است که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران در حال بررسی آن نشان داده میشود. پیام به اروپا کاملا صریح است: کشورها و شهرهای شما در تیررس موشکهای ما قرار دارند؛ خود را از همراهی و پشتیبانی اسرائیل و آمریکا کنار بکشید، در غیر این صورت هدف حملات موشکی قرار خواهید گرفت!
شاید در ابتدا تصور شود که چنین حملاتی را میتوان با سیستمهای دفاع ضدموشکی بهموقع خنثی کرد و جای نگرانی نیست. اما رژیم اسلامی برای این چالش نیز کارتهای دیگری در دست دارد: اسلامگرایان تندرو ساکن در کشورهای اروپایی، جریانهای چپ ضدامپریالیستی که حمایت خود را از این جبهه نشان دادهاند، و همچنین باندهای تبهکار بینالمللی که در سالهای اخیر بارها در ازای دریافت مبالغ هنگفت، مأموریت ترور مخالفان حکومت را در خاک اروپا بر عهده گرفتهاند.
در همین ارتباط، روز ۱۴ آبان ۱۴۰۵ (۵ نوامبر ۲۰۲۶)، محمدتقی نقدعلی، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، در گفتگو با رسانهها رسما از وجود یک «پیادهنظام» در کشورهای غربی سخن گفت. او با استناد به دکترین جدید «پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی» تأکید کرد:
«هنوز از بخشی از توانمندیهای ما پردهبرداری نشده است… این سخنان هیچگونه عرصهای را استثنا نمیکند؛ یعنی چه از طریق موشک و چه از طریق دستان پیدا و پنهانی که بغل گوش دشمنان ما میتوانند منویاتشان را اجرا کنند… امروز اروپا و آمریکا به دلیل نارضایتی جوانان و وضعیت اجتماعی، شرایط خوبی ندارند. کف خیابانهای اروپا و ایالات متحده، پیادهنظامی هستند که حاضرند سیاستمداران جنایتکار آمریکا، رژیم صهیونیستی و اروپا را به سزای اعمالشان برسانند. یقینا ایران هم از هیچکدام از ظرفیتها چشمپوشی نمیکند و تمام ظرفیتها را برای اجرای امر ولی به کار میگیرد.»
ابزارهای تروریسم فرامرزی رژیم ایران و ایجاد آشوب در اروپا و آمریکا
جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته توانسته است با ایجاد شبکههای مختلف مذهبی و عقیدتی در میان جوامع مسلمان و مهاجر در اروپا و آمریکا، هستههای متعددی را شکل دهد و از آنها برای جذب نیرو، برپایی تظاهرات و تجمعات تندروانه استفاده کند. اما در عرصهی تروریسم فراملی، رژیم عملیاتهای متعددی را سازماندهی، پشتیبانی و اجرا کرده است. دادگاههای بینالمللی که به پروندهی دستگیرشدگان این عملیاتها رسیدگی کردهاند، در موارد بسیاری نقش مستقیم جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و دستگاههای اطلاعاتی آن را احراز نمودهاند. در موارد دیگر نیز اگرچه امکان اثبات قضاییِ مستقیم فراهم نشد، اما شواهد و مستندات سرویسهای اطلاعاتی غربی برای انتساب عملیات به این حکومت کفایت میکرد.
در گزارش ضمیمه با عنوان «اقدامات تروریستی فرامرزی جمهوری اسلامی ایران در اروپا و ایالات متحده»، ۳۱ پروندهی ترور فرامرزی منتسب به جمهوری اسلامی مستند شده است که کشورهایی چون ایالات متحده، آلمان، آلبانی، اسپانیا، بریتانیا، بلژیک، سوئد، دانمارک، فرانسه، قبرس، مقدونیهی شمالی و هلند را در بر میگیرد.
در ادامه به دو نمونهی اخیر از این اقدامات نگاهی میاندازیم:
۱. طرح حملهی نافرجام ۲۷ سپتامبر (۵ مهر ۱۴۰۵) در پایگاه هوایی فیرفورد (RAF Fairford)
وزارت خارجهی ایالات متحدهی آمریکا در اواخر مهرماه، بیانیهی مشترک وزیران خارجهی ۳۰ کشور جهان را منتشر کرد که در آن بر ارزیابی مشترک این کشورها مبنی بر نقش مستقیم جمهوری اسلامی در حادثهی پایگاه هوایی فیرفورد بریتانیا تأکید شده است. در بخشی از این بیانیه آمده است:
«ایالات متحدهی آمریکا، بریتانیا، استرالیا، اتریش، بلژیک، بلغارستان، کانادا، کرواسی، جمهوری چک، دانمارک، استونی، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، مجارستان، ایرلند، ایتالیا، لتونی، لیتوانی، لوکزامبورگ، هلند، نیوزیلند، نروژ، پرتغال، رومانی، اسلواکی، اسلوونی، اسپانیا و سوئد، استفادهی ایران از حملات خشونتآمیز، از جمله اقدامات توطئهی مرگبار، آتشسوزی عمدی، خرابکاری، حملات سایبری و سایر فعالیتهای ترکیبی علیه ما و شرکایمان را با شدیدترین عبارات محکوم میکنند.
ما نسبت دادن دخالت ایران در حادثهی ۲۷ سپتامبر در پایگاه هوایی فیرفورد توسط بریتانیا را به رسمیت میشناسیم. بریتانیا همچنین به این نتیجه رسیده است که این رویداد نشاندهندهی تمایل مداوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به انجام فعالیتهای خصمانه در خارج از مرزهای خود از طریق شبکههای مخفی و بازیگران نیابتی است. این اتفاق اندکی پس از حملات اخیر در سراسر اروپا که جوامع یهودی، روزنامهنگاران ایرانی و منافع ایالات متحده را هدف قرار داد، رخ داد که مسئولیت آن را گروه «حرکه اصحاب الیمین الاسلامیه» (HAYI) بر عهده گرفت.
هرگونه تلاشی از سوی ایران برای تهدید، ساکت کردن، ارعاب، آزار و اذیت، آسیب رساندن یا مجبور کردن مردم در سرزمینهای ما از طریق نیروهای نیابتی یا هر وسیلهی دیگری غیرقابلقبول است. هر کسی که از طرف ایران یا هر کشور دیگری فعالیتهای خصمانه انجام دهد، باید بداند که ما برای شناسایی، تحقیق، مختل کردن و پیگرد قانونی این اقدامات اقدام خواهیم کرد. …»
۲. عملیات تروریستی گروه تازهتأسیس «حرکه اصحاب الیمین الاسلامیه (HAYI)»
ردپای «اصحاب الیمین»؛ شبکهی دیجیتالی سپاه برای ترور در غرب
همانطور که در بیانیهی فوق اشاره شد، این ۳۰ کشور، گروه HAYI را یک نیروی نیابتی تحت هدایت رژیم ایران ارزیابی کردهاند. رهبر این گروه فردی به نام محمدباقر سعد داوود السعدی، تبعهی ۳۲سالهی عراقی است که تابعیت دوگانهی ایرانی نیز دارد و از فرماندهان میدانی کتائب حزبالله عراق و نیروی قدس سپاه پاسداران به شمار میرود.
بر اساس کیفرخواست دادگستری ایالات متحده، گروه HAYI یک شبکهی پوششی دیجیتالی و عملیاتی (نوعی مدل پیمانکار نیابتی در حوزهی تروریسم) بوده که توسط السعدی از بغداد و از طریق شبکههای اجتماعی (مانند تلگرام و اسنپچت) مدیریت میشده است. هدف این گروه، جذب نیروهای محلی در کشورهای غربی و انجام عملیاتهای ترکیبی بدون برجا گذاشتن ردپای مستقیم از ایران یا کتائب حزبالله بود. مقامات امنیتی او را به هدایت و هماهنگی بیش از ۲۰ عملیات و طرح تروریستی بینالمللی متهم کردهاند که شامل موارد زیر است:
- هدایت ۱۸ حملهی ترکیبی (شامل آتشسوزی عمدی، بمبگذاری و چاقوکشی علیه جوامع و مراکز یهودی) در اروپا (از جمله بریتانیا، بلژیک، هلند و فرانسه).
- طراحی حملات تروریستی در کانادا و تلاش برای تیراندازی به کنسولگری آمریکا در تورنتو.
- تلاش برای اجیر کردن یک مأمور مخفی افبیآی (که گمان میشد عضو یک کارتل است) برای بمبگذاری در یک کنیسه در منهتن نیویورک و مراکز یهودی در لسآنجلس و آریزونا.
السعدی پس از ناکامی در یک طرح عملیاتی، در اوایل مه ۲۰۲۶ (اردیبهشت ۱۴۰۵) توسط نیروهای امنیتی ترکیه در استانبول بازداشت و در ۱۵ مه ۲۰۲۶ بهطور رسمی به ایالات متحده استرداد شد. او در حال حاضر در بازداشتگاه فدرال بروکلین به سر میبرد و در دادگاه منهتن با اتهامات سنگین تروریستی روبرو است. «مرکز مبارزه با تروریسم وستپوینت (CTC)» در گزارش مشروحی با عنوان «یک عامل سپاه پاسداران و شبهنظامیان عراقی» به فعالیتهای او، ارتباطش با سپاه پاسداران و قاسم سلیمانی و اهداف و برنامههایی که دنبال میکرده پرداخته است. گزارش دربارهی او مینویسد: «پروندهی السعدی پتانسیل تلاشهای فزاینده تحت حمایت سپاه پاسداران برای توسعهی قابلیتهای تروریستی خارجی — فراتر از خاورمیانه — را آشکار میکند.»
تردیدی نیست که رژیم اسلامی حاکم بر ایران سالیان طولانی سرمایهگذاریهای هنگفتی برای ایجاد ساختارهای تروریستی و جذب نیرو در کشورهای غربی انجام داده و این موضوعی نیست که از چشم سرویسهای امنیتی پنهان مانده باشد.
گزارش پژوهشی پارلمان اروپا
پارلمان اروپا در ژانویهی ۲۰۲۶ یک گزارش مشروح با عنوان «عاملان و روشهای سرکوب فراملی و راهبردهای مقابلهی احتمالی» منتشر کرد. این گزارش یک مطالعهی مستند و دقیق پژوهشی است که توسط «واحد تحلیل و پشتیبانی سیاستهای خارجی» (External Policies Analysis and Support Unit) که زیرمجموعهی «مدیرکل سیاستهای خارجی اتحادیه» (Directorate-General for External Policies of the Union – DG EXPO) در پارلمان اروپا است، هماهنگ و منتشر شده است. هدف از تهیهی آن ارائهی تحلیل و توصیههای راهبردی به نمایندگان این کمیته و نهادهای اروپایی برای مقابله با پدیدهی تروریسم فراملی است. این گزارش یک سند منظم سالانه نیست، بلکه یک مطالعهی موردی است.
این گزارش بهخوبی نشان میدهد که جدا از سازمانهای اطلاعاتی-امنیتی کشورهای اتحادیهی اروپا، سیاستمداران این کشورها نیز بهخوبی به اطلاعات مرتبط با جزئیات اقدامات تروریستی جمهوری اسلامی دسترسی دارند. (البته این گزارش مشروح فقط در مورد جمهوری اسلامی نیست).
در یکی از بخشهای مرتبط با ایران (صفحهی ۳۰ تا ۳۳) چنین آمده است:
«[رژیم] ایران یکی از شناختهشدهترین عاملان سرکوب فراملی در جهان است. از سال ۲۰۱۴ تاکنون، ۴۷ مورد حادثه با منشأ کشور ایران ثبت شده است که این کشور را در کنار ازبکستان، در رتبهی هشتم پرکاربردترین عاملان سرکوب در جهان قرار میدهد. از میان این ۴۷ حادثه، ۱۴ مورد در اتحادیهی اروپا و ۲۵ مورد دیگر در کشورهای عضو شورای اروپا (که عضو اتحادیهی اروپا نیستند، عمدتا در ترکیه) ثبت شده است. حوادث ثبتشده در اتحادیهی اروپا شامل ترور، تلاش برای ترور یا تهدیدهای جدی به خشونت علیه مخالفان (اپوزیسیون) بوده است. این ۱۴ حادثه در میان هفت کشور میزبان مختلف در اتحادیهی اروپا پراکنده شدهاند.
پایگاههای دادهی مبتنی بر منابع آشکار که عملیاتهای خارجی ایران را از سال ۱۹۷۹ مستند کردهاند، صدها ترور یا تلاش برای ترور را در کشورهای مختلف طی دو دههی اول پس از انقلاب گزارش دادهاند. در مواردی که تحقیقات و محاکمهی متهمان انجام شد، شواهد گستردهای از دخالت مستقیم دولت ایران در این ترورها فاش گردید. واکنشهای شدید بینالمللی به استفادهی ایران از سرکوب فراملی و سرکوب شدید تأمین مالی تروریسم و حمایتهای مادی پس از حوادث ۱۱ سپتامبر، منجر به فروکش کردن ترورها و آدمرباییهای تبعیدیان با منشأ ایران در طول دههی ۲۰۰۰ شد.
با این حال، هرگونه فروکش کردن این اقدامات کوتاهمدت بود و از سال ۲۰۱۱ به بعد، توطئههای خشونتآمیز بسیاری رخ داده است. این موارد شامل قتل دو تبعیدی در هلند در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ و همچنین توطئهی بمبگذاری خنثیشدهای است که تجمعی از سازمان مجاهدین خلق را در سال ۲۰۱۸ در بلژیک [فرانسه] هدف قرار داده بود و منجر به محاکمهی یک دیپلمات ایرانی مشارکتکننده در آن شد.
در سه حادثهی دیگر، ایران با موفقیت مخالفان تبعیدی را از آمریکای شمالی و اروپا به کشورهای ثالث کشاند و در آنجا آنها را ربود و به ایران منتقل کرد. این افراد یعنی روحالله زم، جمشید شارمهد و حبیب اسیود، همگی در ایران زندانی، محاکمه و اعدام شدند. اگرچه این آدمرباییها خارج از اروپا رخ دادند، اما همگی پیوندی با اروپا داشتند: شارمهد دارای تابعیت مضاعف آلمانی و ایرانی بود و در ایالات متحده زندگی میکرد، زم با وضعیت پناهندگی در فرانسه سکونت داشت و اسیود شهروند سوئد بود.
فعالیتهای تروریسم فراملی ایران در خارج از کشور، از منطق عمیقتری که راهبرد کلی حکومت ایران را هدایت میکند، تفکیکناپذیر است: حکومت با حفظ سیاست «دفاع پیشدستانه/رو به جلو» در خارج از مرزهای خود، میتواند درگیری را به خارج از قلمرو کشور سوق دهد.
آنچه این انتخابهای راهبردی را تقویت میکند، توانایی محدود جمهوری اسلامی برای فعالیت رسمی در خارج از کشور است که بخش قابلتوجهی از آن به دلیل اقدامات حکومت در ترورها، حمایت از سازمانهای تروریستی و تعهد به ایدئولوژی انقلابی است. این وضعیت یک انگیزهی ساختاری برای سرمایهگذاری در مناطق خاکستری و شبکههای غیرقانونی جهت فعالیتهایی مانند تأمین سلاح و پولشویی ایجاد میکند که در صورت فاش شدن، عملیاتهای خارج از کشور ایران را بیش از پیش به سمت فعالیتهای زیرزمینی سوق میدهد. این شبکهها به نوبهی خود، کانالهای طبیعی را برای ایران ایجاد میکنند تا با گروههای جرایم سازمانیافته ارتباط متقابل پیدا کرده و با آنها رابطه برقرار کند. این روابط کاملا جدید نیستند، اما به نظر میرسد اهمیت آنها در جریان عملیاتهای برونمرزی و سرکوب فراملی رو به افزایش است.
دو شبکهی جرایم سازمانیافته در سالهای اخیر در اروپا برجسته شدهاند: شبکهی «زیندشتی» که نام خود را از رهبرش، ناجی شریفی زیندشتی گرفته است و شبکهی «فاکسترات» (Foxtrot) که نام خود را از رهبرش، راوا مجید (یک چهرهی جنایی سوئدی-ایرانی معروف به روباه کُرد) گرفته است. بیانیههای رسمی و گزارشهای مطبوعاتی هر دو شبکه را بعنوان بازوان فعال در سرکوب فراملی شناسایی کردهاند. زیندشتی بعنوان عامل پشتپردهی توطئههای ترور تبعیدیان ایرانی شناسایی شده است که گاهی با استخدام سایر گروههای جرایم سازمانیافتهی فعال در اروپای شرقی، قفقاز و ایالات متحدهی آمریکا عمل کرده است.
شبکهی فاکسترات نیز بعنوان مسئول هدف قرار دادن مخالفان در سوئد شناسایی شده است. این شبکه، فعالیتهای سرکوب فراملی را در کنار سایر جرایم مانند خرابکاری، اقدامات تخریبی و تهدید، در قالب یک الگوی رو به رشد از «استخدامهای پروژهای/موردی» (Gig Recruitment) از جمله استخدام جوانان [و نوجوانان زیر سن قانونی]، تحت هدایت ایران پیش میبرد. رهبران هر دو شبکه در اسناد رسمی و عمومی بعنوان کسانی معرفی شدهاند که از داخل ایران یا از مناطق شمال عراق (جایی که ایران در آن نفوذ دارد)، همکاری نزدیکی با وزارت اطلاعات ایران دارند.
در دهههای نخستین حکومت تئوکراتیک (دینی) ایران، در حالی که این کشور هنوز بر ریشههای انقلابی خود در خارج از کشور متکی بود، نام گروههای نیابتی مختلف چپ افراطی و جنبشهای آزادیبخش ملی در گزارشهای مربوط به عملیاتهای برونمرزی ایران دیده میشد. آنچه به نظر میرسد راهبرد فعلی را متمایز میکند، استفاده از پلتفرمهای آنلاین برای استخدام جوانان در فعالیتهای پروژهای و مشارکت بسیار نزدیک دولت با گروههای جرایم سازمانیافتهای است که از خارج از کشورهای میزبان رهبری میشوند اما شبکههای خود را در داخل آنها حفظ میکنند.
استفادهی ایران از سرکوب فراملی همچنین واکنشهای شدیدی را از سوی نهادهای اتحادیهی اروپا و کشورهای عضو برانگیخته است، از جمله اخراجهای دیپلماتیک و اعمال تحریمها. با این حال، اشکال «روزمره» سرکوب فراملی همچنان بعنوان مشکلاتی جدی پابرجا هستند و چرخش ایران به سمت استفاده از اشکال نیابتیِ سرکوب فراملی، چالشهای جدیدی را پیش روی پاسخهای سیاستی و قانونی قرار میدهد.» (پایان نقلقول)
اروپا آگاه است، اما عامدانه چشمانش را میبندد
بیدارباش برای اروپا؛ دستان پیدا و پنهان بغل گوش سیاستمداران غربی!
همانطور که گزارش رسمی پارلمان اروپا بهوضوح نشان میدهد، کشورهای این اتحادیه با وجود آگاهی از جزئیات فعالیتهای تروریسم فراملی رژیم ایران، تاکنون تنها به اقدامات اعتراضی سطحی و دیپلماتیک بسنده کردهاند. پیامد این انفعال، تداوم آشکار سیاستهای تهاجمی رژیم، نقض سیستماتیک حاکمیت ملی این کشورها و ایجاد ناامنی در بطن جوامع غربی بوده است.
اما تفاوت بنیادین امروز با گذشته در این است که اگر تا پیش از این، هدف اصلی «تروریسم فراملی» جمهوری اسلامی در اروپا صرفا حذف فیزیکی مخالفان و اپوزیسیون رژیم بود، امروز خودِ دولتها و شهروندان اروپایی مستقیما بعنوان هدف مخاطب قرار گرفتهاند. سپاه پاسداران رسما نقشهی شهرهای اروپایی را بعنوان اهداف موشکی بهروزرسانی میکند و نمایندگان مجلس رژیم با تکیه بر فرامین جدید «رهبری»، از آمادگی «پیادهنظام پیدا و پنهان» در کف خیابانهای اروپا برای به سزای عمل رساندن سیاستمداران غربی سخن میگویند.
پایتختهای اروپایی باید از خواب طولانیمدت بیدار شوند. سیاست مماشات و مدیریتِ تنش دیگر کارایی ندارد و باید جای خود را به یک رویکرد قاطع سیاسی-امنیتی بدهد. انحلال کامل ساختارها، مؤسسات و هستههای پوششی جمهوری اسلامی که کاملا برای دستگاههای اطلاعاتی غربی شناساییشده هستند، یک ضرورت حیاتی و فوری است. هرگونه تعلل بیشتر، اتحادیهی اروپا را به زمین بازی جنگهای نیابتی تهران تبدیل خواهد کرد؛ جایی که در آن، ائتلاف تروریستی رژیم شامل اسلامگرایان افراطی، جریانهای چپ رادیکال و باندهای تبهکار بینالمللی، شهرهای اروپا را به آتش خواهند کشید.
جنگ روانی- فرسایشی
همچنین کاملا قابل پیشبینی است که در چارچوب یک جنگ ترکیبی (هیبریدی)، رژیم اسلامی و شبکههای تبهکار وابسته به آن، اقدام به موجسازی و ایجاد وحشت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی در کشورهای غربی کنند. این اقدامات میتواند شامل هشدارهای مداوم بمبگذاری در خطوط هوایی، کشتیهای تفریحی، سالنهای کنسرت، استادیومهای ورزشی، مدارس، دانشگاهها و حتی ساختمانهای اداری و وزارتخانهها باشد؛ تهدیدهایی که البته ظرفیت تبدیل شدن به واقعیت را نیز دارند. ایجاد اختلال گسترده از طریق حملات سایبری به زیرساختهای حیاتی شهری، بیمارستانها، سدها و خطوط راهآهن را نیز باید به این لیست اضافه کرد. تداوم چنین وضعیتی میتواند یک جنگ روانی-فرسایشی جدی را موجب شود.
بسته به شدت و گسترهی درگیریهای نظامی احتمالی میان آمریکا، اسرائیل و حکومت حاکم بر ایران، تکتک این سناریوها محتمل و قابل پیشبینی هستند. نباید تردید کرد جریان اسلامگرایی که پیش از به قدرت رسیدن، فاجعهی آتش زدن سینما رکس آبادان را با صدها قربانی رقم زد، رژیمی که در دیماه ۱۴۰۴ دست به کشتار گستردهی دهها هزار نفر زد، و حکومتی که برای حفظ بشار اسد در قدرت، در کشتن بیش از ۵۰۰ هزار نفر و آواره کردن میلیونها شهروند سوری مشارکت داشت، برای بقای خود از ارتکاب به هیچ جنایت سهمگینی ابا نخواهد کرد.
پانویس
[۱] در طول ماههای گذشته و از زمان اعلام رسمی سید مجتبی خامنهای بعنوان «رهبر» و «فرمانده کل قوا»، او هرگز در انظار عمومی دیده نشده و هیچ تصویر، ویدیو یا پیام صوتی مستقیمی از وی منتشر نشده است. با وجود ابهامات جدی دربارهی وضعیت حیات یا سلامت وی، رسانههای رسمی رژیم بهطور منظم پیامها و دیدارهای منتسب به او را جهت تثبیت مشروعیت و فرماندهی وی و القای اینکه او زنده و قادر به رهبری و فرماندهی است، بازنشر میکنند.
توضیح:
«کیهان لندن» با باور به آزادی بیان بخش «دیدگاه» را برای انتشار نظرات و مطالب علاقمندان، نویسندگان، تحلیلگران و کارشناسان فارسیزبان فراهم کرده اما مسئولیت محتوای منتشر شده با نویسنده است.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.