پرونده کابالو؛ مسیر یک مرد از وستمینستر تا دستگاهی که روایت تهران را در جهان پخش میکند

تحقیق ایراناینترنشنال به اسناد مالی و پیوندهای حرفهای رسیده که نشان میدهد عملیات نفوذ جمهوری اسلامی چگونه از رسانههای حکومتی فراتر میرود و به رسانههایی میرسد که در گوشهوکنار جهان خود را مستقل معرفی میکنند.
این تحقیق بر پایه مکاتبات داخلی، سوابق ثبت شرکتها و مطالب منتشرشده، مسیر پول، روزنامهنگاران و روایتهای تهران را در شبکههای رسانهای درهمتنیدهای در بریتانیا، آفریقا و فراتر از آن دنبال میکند.
در مرکز این مسیر احمد کابالو ایستاده است؛ دستیار پارلمانی سابق در بریتانیا که برای پرستیوی، شبکه انگلیسیزبان صداوسیمای جمهوری اسلامی، کار میکرد و سپس «آفریکن استریم» را بنیان گذاشت؛ رسانهای که واشینگتن بعدها آن را متهم کرد مخفیانه از سوی «آرتی»، شبکه دولتی روسیه، اداره میشود.
کابالو اکنون مجموعه «سوورین مدیا» را اداره میکند که مطالب رسانههای حکومتی ایران را بازنشر میکند و چند همکار پرستیوی در آن مینویسند.
اسناد نشان میدهد پرستیوی هزینه دفتر لندن خود را چگونه از طریق شرکتهای بریتانیایی و ترتیبات پرداخت جایگزین، از جمله پول نقدی که از طریق سفارت جمهوری اسلامی تحویل میشد، تامین میکرد.
این اسناد همچنین پیوندهای مالی کابالو با این شبکه، تقدیر بعدی از او در یک جشنواره رسانهای در تهران، و تامین مالی تازهترین پروژهاش از سوی گروهی را دنبال میکند که با یک وارث ثروتمند آمریکایی مرتبط است؛ مردی که اکنون به اتهامهایی مرتبط با تروریسم در اسپانیا بازداشت است.
هیچیک از اسنادی که ایراناینترنشنال بررسی کرده ثابت نمیکند سوورین از تهران پول یا دستور سردبیری میگیرد. اما این اسناد در کنار هم، شبکهای از روابط مالی، حرفهای و سردبیری را نشان میدهد که دستگاه پخش حکومتی ایران را به رسانههایی پیوند میزند که خود را مستقل معرفی میکنند.
پیوند لندن
مسیر کابالو در رسانههای سیاسی از دفتر جورج گالووی آغاز شد؛ نماینده پیشین پارلمان بریتانیا و مجری قدیمی پرستیوی.
کابالو از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۶ دستیار پارلمانی گالووی و مدیر پژوهش حزب او، «ریسپکت»، بود. او همچنین برنامههای تلویزیونی با حضور گالووی و کن لیوینگستون، شهردار پیشین لندن و یکی دیگر از مجریان پرستیوی، تولید میکرد.
کابالو در سال ۲۰۱۶ به دفتر لندن پرستیوی پیوست؛ چهار سال پس از آنکه «آفکام»، نهاد ناظر بر رسانههای بریتانیا، مجوز این شبکه را به دلیل آنکه کنترل سردبیریاش از تهران اعمال میشد لغو کرده بود.
لغو مجوز به فعالیت پرستیوی در بریتانیا پایان نداد. این شبکه کارکنان، تولید برنامه و ترتیبات مالیاش را از طریق شرکتهای بریتانیایی حفظ کرد.
مکاتبات داخلی که به دست ایراناینترنشنال رسیده نشان میدهد این ترتیبات چگونه کار میکرد.
در ۹ تیر ۱۳۹۹، علیرضا نوروزی، مدیر مالی مقر پرستیوی در تهران، به مهدی میرطالب، مدیر دفتر لندن، نامه نوشت و درباره نه ماه حقالزحمه خبرنگاری که به کابالو پرداخت شده بود پرسید.
این پرداختها، در مجموع ۴۱ هزار و ۷۱۹ پوند و شش پنس، از سوی «آپارات لیمیتد»، شرکت تولید فیلم لندنی مرتبط با میرطالب، بابت کار از فوریه ۲۰۱۹ تا ژانویه ۲۰۲۰ انجام شده بود.

نوروزی نوشت این پرداختها مجوز لازم معاونت برونمرزی صداوسیما را نداشته و از لندن خواست مجوز را بگیرد تا پرستیوی بتواند پول آپارات را بازپرداخت کند.
آپارات که در سال ۲۰۰۹ ثبت شده، به مدیریت ماریولا میرطالب است که همان سال با مهدی میرطالب همنشانی بوده است. مهدی میرطالب خود را همبنیانگذار این شرکت معرفی میکند. کابالو در مکاتباتش با پرستیوی از ایمیل آپارات استفاده میکرد.
این اسناد ثابت میکند یک شرکت بریتانیایی به کابالو بابت کاری پول داده که زیر نظارت مالی مقر صداوسیمای جمهوری اسلامی بوده است.
میرطالب در بهمن ۱۳۹۷ به پیمان جبلی، معاون وقت برونمرزی صداوسیما، نوشت محدودیتهای بانکی ناشی از تحریمها انتقال پول به لندن را روزبهروز دشوارتر کرده است.
به نوشته او هشت حساب بانکی مسدود شده بود و صرافیها در بریتانیا، آلمان و اسپانیا به دلیل پیوند این مجموعه با ایران از انجام تراکنشها خودداری میکردند.
میرطالب ترتیب جایگزینی را شرح داد که در آن مالک ساختمان دفتر لندن پول پرستیوی را در خارج دریافت میکرد و معادل آن را از طریق شرکت خودش به حساب بریتانیایی مجموعه واریز میکرد.

میرطالب همچنین از دریافت پول نقد به پوند از طریق سفارت جمهوری اسلامی خبر داد و این ترتیبات را تنها راه مطمئن موجود در آن زمان خواند.
او در نامه دیگری دو سال بعد، از جبلی بابت ارسال منظم بودجه ماهانه ۱۲۰ هزار پوندی تشکر کرد و برای هزینههایی از جمله خرید تجهیزات در روسیه، کارهای فنی و بدهیهای معوق تولید، درخواست بودجه بیشتر کرد.

این مکاتبات روایتی کمسابقه از آن است که دستگاه پخش برونمرزی جمهوری اسلامی چگونه با وجود لغو مجوز و محدودیت در انتقال پول، حضور خود را در لندن حفظ کرد.
جبلی که اکنون رئیس صداوسیماست، در سال ۱۴۰۱ از سوی آمریکا تحریم شد. احمد نوروزی که بعدها ریاست معاونت برونمرزی را بر عهده گرفت، نیز از سوی دولتهای غربی تحریم شده است.
نه میرطالب و نه پرستیوی زیر تحریم بریتانیا نیستند. میرطالب پیشتر اتهامهای مربوط به شرکتهایش را مبتنی بر تئوری توطئه خوانده است.
از پرستیوی تا آفریکن استریم
در اسفند ۱۴۰۰، چهار روز پس از آنکه آفکام مجوز پخش آرتی را لغو کرد، جان وایت، نویسنده اسکاتلندی، با پیشنهاد یک برنامه برای پرستیوی به میرطالب ایمیل زد.
وایت نوشت: «نشانی ایمیل شما را از احمد کابالو گرفتم و به توصیه او، پیشنهاد یک برنامه تازه برای پرستیوی را پیوست کردهام.»
وایت که پیشتر برای آرتی و اسپوتنیک مینوشت، بعدها این پیشنهاد را برای احمد نوروزی فرستاد که تا آن زمان معاون برونمرزی شده بود. شواهدی از ساخته شدن این برنامه در دست نیست.
وایت در پاسخ به پرسش ایراناینترنشنال درباره این مکاتبه گفت به یاد ندارد که احمد کابالو او را برای چنین پیشنهادی به دفتر لندن پرستیوی معرفی کرده باشد. او افزود هیچ برنامهای سفارش داده نشد و از سال ۲۰۲۲ بابت هیچ کاری از پرستیوی پولی نگرفته است.

این مکاتبات نشان میدهد کابالو در همان سالی که میگوید از پرستیوی جدا شده، واسطه معرفی حرفهای به این شبکه بوده است. او در همان سال آفریکن استریم را راه انداخت؛ رسانهای خبری در شبکههای اجتماعی با مخاطب آفریقایی.
وزارت خارجه آمریکا در شهریور ۱۴۰۳ آفریکن استریم را متهم کرد که مخفیانه از سوی آرتی اداره میشود. یوتیوب، متا و تیکتاک سپس حسابهای آن را حذف کردند. کابالو این اتهام را رد کرد.
او در سال ۲۰۲۳ نوشته بود: «بله، من، احمد کابالو، مدیرعامل، پیشتر برای پرستیوی، شبکهای که بودجهاش را ایران تامین میکند، کار میکردم، اما دیگر برای آنها کار نمیکنم و آنها مطلقا هیچ ارتباطی با آفریکن استریم ندارند.»
پرستیوی در مرداد ۱۴۰۲ مستندی درباره نیکاراگوئه با حضور کابالو منتشر کرد، هرچند روشن نیست این فیلم چه زمانی سفارش داده شده و آیا او در آن زمان هنوز در استخدام این شبکه بوده است.
کابالو در اردیبهشت ۱۴۰۳ برای شرکت در جشنواره بینالمللی رسانهای صبح به تهران سفر کرد؛ جشنوارهای که معاونت برونمرزی صداوسیما برگزار میکند. او جایزه ویژه دبیر جشنواره را بابت فعالیتش در آفریکن استریم دریافت کرد.
جبلی و احمد نوروزی از چهرههای ارشد این جشنواره بودند؛ هر دو از نزدیکان مجموعهای که کابالو پیشتر در آن کار کرده بود. نام او در اردیبهشت ۱۴۰۴ در صفحه «تیم» جشنواره قرار گرفت.

یک مجموعه رسانهای تازه
در همان ماه، کابالو شرکت «سوورنتی مدیا گروپ» را در بریتانیا ثبت کرد؛ با خودش بهعنوان تنها مدیر و تنها دارنده کنترل اصلی.
در اساسنامه این شرکت، هدف ساختن «بزرگترین ائتلاف جهانی رسانههای ضدامپریالیستی» ذکر شده است.
در ۳۰ خرداد ۱۴۰۴، چهار روز پس از حمله اسرائیل به ساختمان صداوسیما در تهران، بیانیهای به امضای «جمع سوورین مدیا» در وبسایت «پروگرسیو اینترنشنال» منتشر شد که این حمله را یورش به روزنامهنگاری خواند.
آفریکن استریم یکی از امضاکنندگان بود. دو روز بعد، آفریکن استریم تعطیلی خود را اعلام کرد.
سوورین سپس بهعنوان یک مجموعه رسانهای راه افتاد که خود را مستقر در نایروبی معرفی میکند و همکاران و شرکایی در آفریقا، آمریکای لاتین، خاورمیانه و آمریکا دارد.
وبسایت آن به شرکا آموزش، تخصص شبکههای اجتماعی و «بستههای پیامرسانی راهبردی» عرضه میکند و پروژه خود را «زیرساخت مقاومت» مینامد.
از شرکای آن «ونزوئلاآنالیسیس»، «اورینوکو تریبیون»، «کاوساچون نیوز» بولیوی، «بلک اجندا ریپورت» و «ووکس امت» است.
پیوند این مجموعه با دستگاه پخش حکومتی ایران در همکاران و مطالب منتشرشدهاش دیده میشود.
دستکم پنج نفر که برای پرستیوی یا شبکه اسپانیاییزبان خواهرش کار کردهاند، زیر نام سوورین هم ظاهر شدهاند.
یکی از آنها شبیر رضوی است؛ فعال سیاسی مستقر در شیکاگو و مدیر سیاسی ووکس امت که برای پرستیوی مینویسد. پرستیوی در تیر ۱۴۰۵ او را به خوانندگانش «روزنامهنگار سوورین» معرفی کرد.
کامیلا اسکالانته، از بنیانگذاران کاوساچون نیوز، از سال ۲۰۲۱ برای پرستیوی گزارش تهیه میکند. آلخاندرو کیرک، خبرنگار شبکه اسپانیاییزبان صداوسیما، در پاییز ۱۴۰۴ برای سوورین مقاله نوشت. نقاء حامد برای هر دو رسانه گزارش تهیه کرده است.
در ۲۹ دی ۱۴۰۴، در جریان سرکوب اعتراضهای سراسری در ایران، سوورین مقالهای از رضوی را از پرستیوی بازنشر کرد که ناآرامیها را خشونت با حمایت خارجی تصویر میکرد.
این مقاله با عنوان «ادعاهای ساختگی، منابع جعلی: چه کسی آتش ناآرامی و فتنه را در ایران شعلهور کرد»، معترضان را شرکتکنندگان در «شورشهای مرگبار با حمایت خارجی» توصیف میکرد و میگفت غیرنظامیان به دست شورشیان مسلح کشته شدهاند.
این مقاله به گزارشهای ایراناینترنشنال هم تاخت، آن را به سازمان اطلاعات اسرائیل وصل کرد و متهمش کرد که روایتهای ایران را از خود میسازد.
سوورین این مقاله را با توضیح استاندارد پرستیوی منتشر کرد.
در شهریور، حساب اینستاگرام خود سوورین بدون ارائه شواهد مدعی شد سیا و موساد حملات به تاسیسات غیرنظامی ایران را هماهنگ کردهاند.
راهنمای همکاران این رسانه، «روایتهای امپریالیستی تغییر رژیم» را ممنوع میکند و اتکا به منابع وابسته به دولتهای غربی را محدود میسازد. درباره رسانههای حکومتی ایران چنین محدودیتی ندارد.
حامی مالی آمریکایی
سوورین در ۵ اسفند ۱۴۰۴ در ایکس اعلام کرد از «جمع بابوچکی» بودجه میگیرد، بیآنکه مبلغ، مدت یا شرایط آن را بگوید.
بابوچکی با مشارکت جیمز «فرگی» چمبرز تاسیس شد؛ وارث ثروت رسانهای خانواده کاکس در آمریکا که خود را مارکسیست-لنینیست میخواند.
چمبرز از جریانهای چپ و حامی فلسطین پشتیبانی مالی کرده و پس از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به رهبری حماس به اسرائیل، در تاسیس شاخه آمریکایی «اقدام برای فلسطین» نقش داشت. او علنا از حماس دفاع کرده و این حمله را مایه الهام خوانده است.
چمبرز در تیر ۱۴۰۵ در اسپانیا بازداشت شد و از آن زمان با استرداد به آمریکا مبارزه میکند.
با آنکه کیفرخواست آمریکا محرمانه است، اسناد دادگاهی اسپانیا که ال اسپانیول و فری پرس آنها را گزارش کردهاند، از اتهام انتقال بیش از هفت میلیون دلار از آمریکا به تونس از سوی چمبرز حکایت دارد.
به گفته این گزارشها، برخی از این انتقالها همزمان با رفتوآمد او به سفارت جمهوری اسلامی در تونس بوده است. دادستانها همچنین به اظهارات اطرافیان او درباره تماسهایش با مقامهای ایرانی و تمایل ادعاییاش به مشارکت در فعالیتهای تروریستی استناد کردهاند.
استلا اشنابل، همسر چمبرز، و بالتاسار گارسون، وکیل او، رد میکنند که او به حماس یا تروریسم پول داده باشد. آنها میگویند فعالیتهای سیاسی و خیریه او قانونی بوده و او به دلیل حمایت از فلسطینیان هدف قرار گرفته است.
یک قاضی اسپانیایی در مهرماه درخواست آزادی او با وثیقه را رد کرد.
سوورین در برابر این اتهامها از چمبرز دفاع کرده و او را نیکوکاری خوانده که با آزار سیاسی روبهروست. این رسانه در بیانیههای عمومیاش در دفاع از او، رابطه مالیاش با بابوچکی را که پیشتر خود اعلام کرده بود، ذکر نکرد.
این تحقیق ثابت نمیکند پولی مرتبط با ایران به سوورین رسیده، یا اینکه تماسهای ادعایی چمبرز با مقامهای ایرانی به حمایت او از این مجموعه ربطی داشته است.
اسناد همچنین ثابت نمیکند سوورین از ایران بودجه میگیرد یا از تهران دستور سردبیری میپذیرد. آنچه این اسناد نشان میدهد شبکهای از ترتیبات مالی درهمتنیده، روابط حرفهای و محتوای مشترک است که صداوسیمای جمهوری اسلامی را به رسانههایی پیوند میزند که خود را مستقل معرفی میکنند.
این یافتهها نشان میدهد روایتهای تهران چگونه میتواند بدون زنجیره فرماندهی مستند به مخاطبان بینالمللی برسد؛ از طریق روزنامهنگاران و رسانههایی که به آن مخاطبان تازه و ظاهری مستقل میدهند.
KioskNews shows a cleaned-up reading view extracted from the publisher’s page — the original always lives on their site, not ours.